«هات چاکلت در پنجشنبه» نوشته میچیکو آئویاما ما را می برد توی حال و هوای یک کافه دنج در توکیو به اسم کافه ماربل؛ جایی کنار رودخانه و زیر درخت های گیلاس که انگار زمان آنجا کمی آهسته تر می گذرد. ماجرا از جایی جذاب می شود که یک زن ناشناس، هر پنجشنبه دقیقا سر یک وقت مشخص می آید، هات چاکلت سفارش می دهد و بی سر و صدا چیزی در دفترچه اش می نویسد. همین عادت ساده کم کم مثل نخ نامرئی، آدم های مختلفی را به هم وصل می کند؛ آدم هایی که شاید هیچ وقت فکرش را هم نمی کردند زندگی شان به هم گره بخورد.
هر فصل سراغ یک شخصیت تازه می رود؛ مثلا کسی که از کار و زندگی خسته شده، کسی که توی رابطه اش گیر کرده و نمی داند بماند یا برود، یا آدمی که هنوز زیر بار یک فقدان قدیمی خم است. قشنگی داستان این است که این آدم ها فقط شخصیت های جدا نیستند؛ در پس زمینه، اتفاق های کوچک و برخوردهای کوتاه باعث می شود روی هم اثر بگذارند و یک تغییر ریز اما واقعی را تجربه کنند. این کتاب بیشتر از اینکه دنبال هیجان و پیچش های عجیب باشد، درباره لحظه های معمولی و تاثیرهای پنهان است؛ همان چیزهایی که گاهی حال آدم را آرام تر می کند و مسیرش را یک ذره عوض می کند.
| تعداد برگ |
128 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1405 |
| سال انتشار میلادی |
2026 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6221556182 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات