در روزهای آخر عمر گابریل گارسیا مارکز که همه او را با اسم دوست داشتنی «گابو» صدا می زدند، اوضاع خانه آرام نبود. مارس 2014 بود و بیماری و زوال عقل کم کم داشت از او چهره ای تازه نشان می داد؛ همان نویسنده بزرگی که سال ها با قصه هایش دنیا را جادو کرده بود. مرسده بارچا، همسر و همراه پنجاه ساله اش، یک روز رو به رودریگو می گوید که بعید می داند گابو از این بیماری جان سالم به در ببرد. همین جمله برای رودریگو شروع یک پرسش تلخ می شود: آیا پایان زندگی همین طور شروع می شود؟ و از همان جا تصمیم می گیرد آن چه را می بیند و حس می کند، بی پرده و صمیمی بنویسد.
کتاب «گابو و مرسده، خداحافظ!» فقط روایت لحظه های قبل از مرگ مارکز نیست؛ یک نگاه نزدیک و انسانی است به زندگی خصوصی خانواده ای که دارند با رفتن عزیزشان کنار می آیند. رودریگو از جزئیات روزمره، از شوخ طبعی گابو حتی در شکننده ترین روزها، و از نقش پررنگ مرسده در آرام نگه داشتن زندگی و کار او می گوید. نتیجه، متنی تلخ و شیرین و تکان دهنده است که هم یاد یک نویسنده بزرگ را زنده می کند و هم نشان می دهد پشت شهرت و نبوغ، یک خانواده واقعی با ترس ها و امیدهای واقعی ایستاده است.
| تعداد برگ |
112 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| سال انتشار میلادی |
2021 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004615044 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات