مالون مولن فقط چهار سالش است، اما شب ها با کابوس هایی از خواب می پرد که زندگی اش را به هم می ریزد. او مدام می گوید زنی که کنارش است مادر واقعی اش نیست و یک جایی در گذشته، او را با بچه ای دیگر عوض کرده اند. همه دور و بری ها می گویند این فقط خیال پردازی بچگانه است؛ شناسنامه هست، عکس های قدیمی هست، حتی پزشک هم تایید می کند که همه چیز عادی است. ولی روانشناس مدرسه، واسیلی، حرف های مالون را جدی می گیرد چون توضیح های بچه آن قدر دقیق است که نمی شود راحت از کنارش گذشت.
واسیلی برای اینکه چیزی از دست نرود، صحبت های مالون را ضبط می کند و از دل قصه هایی که برای اسباب بازی هایش می سازد سرنخ بیرون می کشد. او سراغ ماریان اوگرس، فرمانده پلیس، می رود؛ زنی که همزمان دنبال یک پرونده سرقت و قتل در حوالی دوویل است. کم کم این دو مسیر به هم نزدیک می شوند و پای خانواده سرد و مرموز مولن و آدم های اطرافشان وسط می آید. مشکل اینجاست که حافظه مالون مثل مه سریع محو می شود و هر لحظه ممکن است حقیقت زیر بازی های کودکانه اش گم شود. «مادرم دروغ می گوید» یک رمان معمایی و روانشناختی پرکشش است که تا آخر رهایت نمی کند.
| تعداد برگ |
464 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227585391 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات