کتاب «چراغ های آبی یوکوهاما» نوشته نیکولاس اوبرگان، یک رمان معمایی و جنایی خوش خوان است که قصه اش از یک اتفاق شوکه کننده در سال ۱۹۹۶ شروع می شود. هیدئو آکاشی، افسر پلیس، همراه همسرش داخل تراموای ناگازاکی است که زنی آشفته سعی می کند در واگن را باز کند. درگیری بالا می گیرد و زن با چاقو به کسی آسیب می زند و خودش را به بیرون پرت می کند. آکاشی لحظه ای او را می گیرد، اما وقتی خالکوبی یک خورشید سیاه بزرگ را روی مچ دست زن می بیند، ناگهان رهایش می کند و همان تصمیم مرموز، تبدیل به زخمی می شود که سال ها بعد هم رهایش نمی کند.
پانزده سال بعد، آکاشی در شرایطی عجیب از روی پل سقوط می کند و می میرد؛ درست زمانی که درگیر پرونده قتل فجیع خانواده کانشیرو بوده است، پرونده ای که در آن والدین و دو فرزند در خانه خودشان قتل عام شده اند و حتی قلب پدر خانواده هم از بدنش جدا شده. حالا بازرس ایواتا مسئول ادامه تحقیقات می شود و سرنخ ها کم کم او را به نشانه ای تکراری می رسانند: نقش یک خورشید سیاه، این بار روی سقف اتاقی که یکی از قربانی ها در آن پیدا شده. هرچه جلوتر می رود، داستان بیشتر گره می خورد و ایواتا باید بفهمد این نماد عجیب چه ارتباطی با مرگ آکاشی و آن حادثه قدیمی دارد.
| تعداد برگ |
510 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
2017 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227585049 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات