«حاج خانم گل فوتبال» یه داستان بلند و طنزِ که از همون اول بی مقدمه می پرتت وسط ماجرا. راوی یه پسره که برای سربازی میاد تهران و یه خونه اجاره می کنه، اما خیلی زود با همسایه عجیب و بامزه اش، حاج خانم «گل» (مادر زن صاحبخونه) و خانواده اش درگیر می شه. همه چی جدی تر می شه وقتی چشمش دنبال «نفس» نوه حاج خانم می ره و کم کم پای دل و دردسرهای عاشقانه هم به قصه باز می شه. روایت اول شخصه و راوی خیلی راحت و بی رودربایستی افکارش رو با خواننده درمیون می ذاره؛ همین هم بخش زیادی از شیرینی و خنده های داستان رو می سازه.
هرچی جلوتر می ری، با ورود «آقا شعبان» و کل کل ها و چالش های فوتبالی بین اون و حاج خانم، موقعیت های خنده دار بیشتر و بیشتر می شه و داستان فقط قصه گفتن ساده نیست؛ لابه لای شوخی ها یه نگاه اجتماعی و ورزشی هم می بینی که گاهی آدم رو به فکر می بره. شخصیت ها هم هرکدوم به اندازه خودشون نقش دارن؛ از حاج خانم و بچه های محل گرفته تا کاسب های دور و بر. توی دل این طنز، نکته هایی مثل احترام به خانواده و بزرگ تر، روش درست ابراز علاقه و این که دروغ آخرش دردسر درست می کنه هم خیلی نرم و طبیعی یادآوری می شه.
| تعداد برگ |
116 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6000354947 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات