من هومانم؛ یه آدم کاملا معمولی که توی یه شهر عجیب و ترسناک گیر افتاده. شهری که انگار همیشه شبه و خبری از طلوع خورشید نیست. اینجا چاه ها صدا را قورت می دهند و هر طرفش یه نسناس با قیافه وحشتناک وایساده و حواسش به همه چی هست. زندگی توی همچین جایی آسون نیست، مخصوصا وقتی نور و امید کم کم از شهر جمع می شود.
برای همین تصمیم گرفتم راه بیفتم و نور را برگردونم؛ یه سفر پرخطر که به تنهایی از پسش برنمیام. شاید خودت خبر نداشته باشی، اما تو هم یکی از همسفرای منی. باید با هم از یه دروازه خروج رد بشیم؛ دروازه ای که تا حالا هیچ کس نتونسته ازش سالم عبور کنه، و اگه هم رد شده، دیگه برنگشته. فکر می کنی ما می تونیم این بار داستان را عوض کنیم؟
| تعداد برگ |
172 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6000353001 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات