کتاب «آن که به من ستاره بخشید» از جوجو مویز (نشر نسل نواندیش) یک رمان گرم و پرکشش است که ما را می برد به کنتاکیِ دورافتاده، جایی که آلیس رایت بعد از ازدواج با بنت ون کلوور از انگلیس به آمریکا می آید تا زندگی تازه ای شروع کند. اما خیلی زود می فهمد شهر کوچک و زندگی زیر سایه خانواده همسرش آن قدرها هم رویایی نیست و احساس گیر افتادن، هر روز بیشتر سراغش می آید.
در همین روزها طرحی برای راه اندازی یک کتابخانه سیار با حمایت النور روزولت شکل می گیرد و دنبال چند زن می گردند تا کتاب ها را به خانه های دور و پراکنده برسانند. آلیس با اشتیاق وارد این گروه می شود و کنار مارجریِ جسور و چند زن دیگر، پا به مسیری می گذارد که فقط کتاب رساندن نیست؛ جنگیدن برای حق انتخاب، استقلال و انسانیت است. این رمان پر از دوستی های عمیق، عشق، خطرهای مسیر و لحظه هایی است که نشان می دهد یک کتاب چطور می تواند زندگی آدم ها را عوض کند.
| تعداد برگ |
488 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222201364 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
جوجو مویز |
| مترجم |
افسانه مقدم |

خوب بود ولی انتظار پایان قوی تری داشتم. با این حال موضوع نابرابری و تلاش زن ها خیلی خوب دراومده و برای خرید بین ترجمه ها، آموت رو ترجیح می دم.
اگر داستان های پرکشش با تم اجتماعی دوست داری، ارزش خرید داره. من برای باشگاه کتابخوانی خریدم و بحث های خوبی ازش در اومد.
ترجمه میلکان رو گرفتم و کلیت کار راضی کننده بود. فقط یکی دو جا حس کردم جمله بندی ها زیادی تحت اللفظی شده و می شد روان تر باشه.
یک ماه طول کشید بخونمش چون شب ها چند صفحه می رفتم جلو. داستان قویه و شخصیت های زن واقعی و باورپذیرن، ولی چند جا توضیحات اضافه حس کردم.
خیلی تاثیرگذار بود.
من دنبال کتاب اجتماعی بودم و این یکی کاملا جواب داد. اگر بین آموت و میلکان مرددی، من آموت رو پیشنهاد می کنم چون ریتم متن برای من روان تر بود.
داستان خوبه و آدم رو می برد توی فضای روستا و نابرابری های اون زمان. فقط به نظرم شروعش کمی کند بود ولی بعدش تندتر و جذاب تر شد.
خیلی دوستش داشتم، مخصوصا اون بخش هایی که زن ها با کتابخوانی و یادگیری برای تغییر می جنگن. من با ترجمه آموت خوندم و یکدست و قابل فهم بود.
نسخه میلکان رو دو هفته ای تموم کردم. نثرش خوبه و موضوع جایگاه زن ها توی دهه 1930 رو قشنگ در میاره، ولی بعضی جاها واژه ها زیادی امروزی به نظر می رسید.
من این کتاب رو هفته پیش توی رفت و آمد مترو خوندم و واقعا درگیرش شدم. پرداختن به زندگی روستایی و مردسالاری خیلی ملموسه و داستان کشش خوبی داره. ترجمه آموت به نظرم روان تر بود و کمتر حس پرش داشتم.