هر خونه ای یه داستانی داره و بعضی خونه ها انگار پر از رازهای ترسناک و نگفته اند. بیست و پنج سال پیش مگی هولت همراه پدر و مادرش رفتند توی یه عمارت قدیمی و قشنگ توی جنگل های ورمونت به اسم تالار بنبری. اما فقط سه هفته بعد، نصفه شب با عجله از اونجا فرار کردند. پدر مگی بعدها یه کتاب نوشت و اسمش رو گذاشت «خانه وحشت» و توش از اتفاق های عجیب، حضور نیروهای ناشناخته و چیزهایی گفت که خیلی ها رو ترسوند و حسابی معروف شد.
مگی اون موقع بچه بوده و از اون روزها چیزی یادش نمیاد، برای همین هم توی بزرگسالی حرف های پدرش رو جدی نمی گیره و فکر می کنه همه اش بزرگنماییه. تا اینکه بعد از مرگ یکی از نزدیکانش، تالار بنبری بهش می رسه و مگی برمی گرده تا خونه رو تعمیر کنه و بفروشه. ولی از همون اول همه چیز عادی پیش نمی ره: مردم محل از این شهرت بد خوششان نمی آید، بعضی آدم ها طوری رفتار می کنند که انگار چیزی را پنهان کرده اند، و خود خونه هم کم کم نشونه هایی می ده که مگی را به شک می اندازد. وقتی اتفاق هایی شبیه حرف های کتاب پدرش دوباره جلوی چشمش رخ می دهد، مگی مجبور می شود دنبال حقیقت برود و با گذشته تاریک این عمارت روبه رو شود.
| تعداد برگ |
464 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6005941036 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات