فکرش را بکن یک روز کاملا معمولی شروع شود، اما چند ساعت بعد که چشم باز می کنی می بینی همه چیز عوض شده. آنی بیرز تا قبل از یک تصادف رانندگی، خیال می کرد زندگی اش کامل است: خانه ای دوست داشتنی، همسری مهربان و دختر کوچولویی به اسم هانا. اما وقتی در بیمارستان به هوش می آید و سراغ هانا را می گیرد، دکترها با تعجب می گویند چنین دختری اصلا وجود نداشته. انگار پنج سال از زندگی که آنی با تمام وجود لمسش کرده، یک دفعه پاک شده است.
از آن بدتر این که دنیای تازه ای که به آن برگشته هم هیچ شباهتی به چیزی که یادش می آید ندارد؛ رابطه اش با همسرش سرد و رو به پایان است، خودش در منهتن یک هنرمند موفق شده و دیگر خبری از آن زندگی آرام و خانه روستایی نیست. حتی آدم های نزدیکش هم جور دیگری رفتار می کنند و چیزهایی که فکر می کرد از دست داده، دوباره سر جای شان هستند. آنی هر روز بیشتر بین خاطره و واقعیت گیر می کند و با نشانه هایی که نمی تواند توضیح بدهد، دنبال جواب می رود: آیا همه دارند دروغ می گویند یا واقعا ذهنش دارد با او بازی می کند؟ «روزی مثل امروز» یک رمان پرکشش و احساسی است درباره انتخاب ها، مسیرهای زندگی و این که اگر یک بخش از گذشته ات ناگهان حذف شود، چطور می توانی دوباره خودت را پیدا کنی.
| تعداد برگ |
432 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2021 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6006605821 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات