«دیگر انسانی نیست» شاهکار اوسامو دازای و یکی از تکان دهنده ترین رمان های ژاپن بعد از جنگ است. داستان از زبان اوبا یوزو جلو می رود و حال و هوای اعتراف نامه دارد؛ انگار داری دفترچه های شخصی یک آدم را می خوانی که از همان بچگی حس می کند با بقیه فرق دارد و اصلا نمی تواند آدم ها را بفهمد. یوزو برای این که در جمع پذیرفته شود، یک نقاب می سازد: همیشه شوخی می کند و دلقک بازی در می آورد تا کسی نفهمد درونش چه خبر است. اما کم کم همین نقاب تبدیل به قفس می شود و فاصله اش با خودش و با دیگران بیشتر و بیشتر می شود.
رمان با نثر ساده اما برنده، خیلی طبیعی از بیگانگی، شرم، ترس از قضاوت شدن و شکاف بین ظاهر اجتماعی و حقیقت درونی حرف می زند. یوزو در مسیر زندگی تلاش می کند با هنر، دوستی و رابطه عاشقانه خودش را نجات بدهد، ولی هر بار انگار بیشتر در باتلاق تنهایی و رفتارهای خود ویرانگر فرو می رود. فضای کتاب تیره و سنگین است و قرار نیست امید الکی یا نسخه روان شناسی دم دستی بدهد، اما اگر دنبال یک رمان عمیق درباره هویت، اضطراب وجودی و زندگی پشت نقاب ها هستی، این کتاب دقیقا همان تجربه ای است که تا مدت ها از ذهنت بیرون نمی رود.
| سال انتشار شمسی |
1403 |
|---|---|
| سال انتشار میلادی |
1948 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-0001003224 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات