کتاب «خاطرات یک کتابفروش» نوشته شان بایتل، یک جور روایت روزمره و بامزه از زندگی پشت پیشخوان یک کتابفروشی است؛ از مشتری هایی که سر قیمت چانه می زنند تا سفارش های آنلاین عجیب و غریبی که معلوم نیست دقیقا دنبال چه کتابی هستند. بایتل با یادداشت های کوتاه و سرراست، آدم های مختلفی را که به کتابفروشی اش رفت و آمد می کنند جلوی چشممان می آورد و کاری می کند حس کنی خودت آنجایی و داری این صحنه ها را می بینی.
وسط این اتفاق های ریز و درشت، داستان های شخصی تر هم هست؛ مثل بالا و پایین های زندگی خودش و سختی های اداره کردن یک فروشگاه کتاب در دورانی که خیلی ها خریدشان را اینترنتی انجام می دهند. درگیری با مشکلات فنی، سود کم، و نگرانی درباره آینده کسب و کار، بخش ثابت روزهای اوست و همین ها این کتاب را به یک خاطره خواندنی و واقعی از دنیای کتابفروشی تبدیل کرده است.
| تعداد برگ |
352 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
2019 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222540210 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
شان بایتل |
| مترجم |
نازنین فیروزی |

من یک هفته ای خواندم، شروعش عالی بود ولی وسطش کمی تکراری شد. با این حال ایده معرفی کتاب ها و حال و هوای کتاب فروشی ارزش خواندن دارد.
به نظرم برای کسی که زیاد کتاب می خرد، مثل یک گفتگوی خودمانی با یک کتاب فروشه. اما اگر دنبال داستان خیلی پر پیچ و خم هستید شاید معمولی به نظر برسد.
خیلی دوستش داشتم، هم بامزه بود هم دلنشین.
دو هفته توی مترو می خوندم و سبک و خوش خوان بود. فقط کاش آخر هر فصل لیست کتاب های اشاره شده را یک جا می آورد.
من برای باشگاه کتابخوانی گرفتیم و بحث های خوبی راه انداخت، مخصوصا درباره سلیقه خواننده ها. نقطه قوتش همون حس واقعی کار در کتاب فروشی و معرفی های کوتاه و کاربردیه.
یک ماهه آرام آرام می خونم و بیشتر از همه نگاه نویسنده به خریدن و خواندن کتاب برام جالب بود. حرفه ای نبودن نویسندگی گاهی توی جمله بندی ها معلومه ولی اذیت کننده نیست.
برای کتاب دوست ها واقعا جذابه و پر از پیشنهادهای زیرپوستیه. روان و گرم.
سه روزه تمومش کردم، کشش خوبی داشت و فضای کتاب فروشی واقعی بود. فقط بعضی ارجاع ها به کتاب هایی بود که ترجمه ندارند و گاهی حسرت می خوردم.
من دو هفته است هر شب قبل خواب چند صفحه می خوانم، روایت از نگاه کتاب فروش خیلی صمیمی و دوست داشتنی است. معرفی کتاب ها توی متن هم کمک کرد لیست خرید بعدی ام را بچینم.