توی کتاب «بوی لیمو توی پشه بند» از فرزانه نامجو، قصه با حرف های ملک خاتون جان می گیرد؛ زنی که آدم ها را سه جور می بیند: خاص، معمولی و متوسط. او از همان گوشه و کنار زندگی، از توی باغ و سکوت های طولانی و نگاه های خیره، یادمان می اندازد بعضی ها انگار سهم سخت تری از دنیا دارند؛ نه اینکه همیشه بدبخت باشند، اما زندگی بیشتر گیرشان می دهد و ازشان بیشتر می خواهد.
در دل این روایت، مامان زری و اسماء مثل دو نقطه مهم داستان مدام جلوی چشم می آیند؛ یکی ساکت و در خودش، یکی در معرض نگاه و قضاوت و حرف. تصویر نردبان کنار پنجره هم تبدیل می شود به یک استعاره ساده اما تلخ: برای یکی کوتاه است، برای یکی بلند، و برای بعضی ها حتی آن قدر لق و ناامن که هر لحظه ممکن است زیر پا خالی کند. این رمان، آرام و بی سر و صدا جلو می رود ولی تهش به فکر فرو می برد.
| تعداد برگ |
184 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6226661850 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات