«سفر با اشباح شمالی» اثر هادی معیری نژاد، داستان فرزین یک وکیل میانسال است که یک پرونده عجیب به او می رسد: پیدا کردن دختر یک خانواده سرمایه دارِ دوره پهلوی که حدود پانزده سال قبل در آمریکا گم شده است. اما خیلی زود معلوم می شود این فقط یک پرونده ساده نیست و فرزین هرچه جلوتر می رود، بیشتر درگیر رازهای خانوادگی، خاطره های دفن شده و آدم هایی می شود که هرکدام چیزی را پنهان کرده اند. مسیر جست و جو او را از تهران تا خارج از کشور می برد و هم زمان مجبورش می کند با گذشته ای روبه رو شود که هنوز دست از سر آدم ها برنداشته است.
فضای رمان گاهی به شمال ایران می رود؛ همان جاده های نمناک، جنگل های مه گرفته و خانه های قدیمی که انگار هرکدام یک قصه ناگفته دارند. «اشباح» اینجا فقط روح و جن و موجودات افسانه ای نیستند، بیشتر شبیه سایه های خاطره، عذاب وجدان و رد پای اتفاقات سیاسی و تاریخی اند که زندگی امروز شخصیت ها را بهم می زنند. روایت کتاب روان و قابل دنبال کردن است، اما لایه های معمایی و روان شناختی اش کاری می کند مدام شک کنی چه چیز واقعی است و چه چیز از ذهن و ترس های فرزین می آید؛ برای همین تا آخر قصه، کنجکاوی رهایت نمی کند.
| تعداد برگ |
184 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001828416 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات