کتاب «این داستان یک جورهایی بامزه ست» نوشته ند ویزینی، داستان کرگ گیلنر نوجوانیه که فکر می کند برای موفق شدن باید حتما وارد یک دبیرستان خیلی معتبر بشه تا آینده اش تضمین بشه. اما وقتی پایش به یک مدرسه مطرح در منهتن باز می شود، فشار درس و رقابت و توقعات آن قدر زیاد می شود که کم کم از روال عادی زندگی می افتد؛ نه درست غذا می خورد، نه خوابش می برد و اضطراب ول کنش نیست.
کار به جایی می رسد که کرگ به بخش روان پزشکی بستری می شود و آنجا با آدم هایی روبه رو می شود که هرکدام داستان و زخم خودشان را دارند؛ از رفتارهای عجیب و وسواس ها گرفته تا خیال پردازی های بزرگ. بین این برخوردها و گفتگوها، کرگ کم کم مجبور می شود ریشه اضطرابش را جدی تر نگاه کند و بفهمد واقعا چه چیزی او را این طور از پا انداخته. این رمان هم تلخ است هم بامزه و خیلی صادقانه از حال و هوای نوجوانی، فشار موفقیت و سلامت روان حرف می زند.
| تعداد برگ |
320 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
2006 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-600-8812-15-9 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |
ند ویزینی |
| مترجم |
هما قناد |

به عنوان کسی که معلم خصوصی می روم، این کتاب را برای درک اضطراب بچه های درسخوان گرفتم و خیلی به کارم آمد. نقطه قوتش اینه که بدون شعار دادن، فشار خانواده و مدرسه را نشان می دهد، فقط ویرایش می توانست بهتر باشد.
راستش من اول فیلمش را دیدم بعد کتاب را شروع کردم، داستان همان قدر تکان دهنده است و بعضی جزئیات کتاب بهتر باز شده. ایراد کوچکش این بود که چند جا حس کردم انتخاب واژه ها دقیق نیست.
من نسخه چاپی را گرفتم و توی رفت و آمد مترو حدود ده روزه تموم شد، ریتمش تنده و حوصله سر بر نیست. برای تصمیم خرید اگر ترجمه خیلی براتون مهمه شاید کمی تو ذوق بزند، ولی داستانش قوی است.
خوب بود ولی ترجمه اذیت می کرد.
اگر والد نوجوان هستید و روی نمره و تیزهوشان حساسید، این کتاب کمک می کند یک بار از زاویه بچه ها ببینید. من یک ماهه کم کم می خوانم و به نظرم قوت اصلیش شخصیت پردازی و فضای واقعی مدرسه است.
سه شب پشت سر هم قبل خواب خوندم و واقعا کشش داستان بالاست و پیامش هم مستقیم و کاربردی است. فقط کاش ترجمه بهتر بود چون بعضی بخش ها نیاز به دوباره خوانی داشت.
برای من که دنبال کتاب درباره فشار موفقیت و رقابت بودم انتخاب خوبی بود و چند تا نکته اش را توی صحبت با خواهر نوجوانم استفاده کردم. ایرادش این بود که ترجمه یکدست نبود و گاهی جمله ها مصنوعی می شد.
یک روزه تمومش کردم.
من دو هفته است این کتاب را برای شناخت فشارهایی که به بچه های تیزهوشان وارد می شود می خوانم، داستان خیلی تاثیرگذار بود و دیدم را عوض کرد. ترجمه بعضی جاها روان نیست ولی ارزش خواندن دارد.