یه بندر دور افتاده کنار خلیج هست که انگار از زمستون جا مونده؛ نه خبری از سرمای درست و حسابیه، نه یخ و برف. اما شهر زنده است و از غروب تا صبح پر از پرسه زدن ها و رفت و آمدهای عجیب. اینجا یه حال و هوای خاص داره که بهش میگن خرداد؛ خردادی که انگار تموم نمی شه و مدام بین فصل ها می چرخه، یه جور حال مرموز که همیشه توی هوا هست.
بعد از سال ها، یه مرد ناشناس سر و کله اش توی بندر پیدا می شه؛ کسی نمی دونه کیه و دنبال چی می گرده، فقط معلومه دنبال همون «خرداد»ه. کوچه پس کوچه های شهر رو زیر پا می ذاره، هر چاله ای رو می گرده و خواب رو از چشم خیلی ها می پرونه. موج ها هم انگار بی دلیل بی قرار نیستن؛ انگار دارن هشدار می دن که باید جلوش رو گرفت، قبل از اینکه خرداد رو بکشه وسط خلیج و کاری کنه که خلیج یخ بزنه و همه چیز زیر این یخ خاموش بشه.
| تعداد برگ |
184 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001827556 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات