ویل 36 سالشه، اما انگار هنوز تو حال و هوای نوجوانی گیر کرده؛ دنبال کار و زندگی جدی نیست، بیشتر وقتش با سرگرمی و مجله خواندن می گذره و حتی خوب بلد است چه کتونی هایی مد روزه. از نظر خودش همین سبک زندگی بی دردسر بهترین انتخابه و اصلا هم قصد ندارد شبیه آدم بزرگ ها شود.
همه چیز وقتی عوض می شود که با مارکوس آشنا می شود؛ پسری 12 ساله که از خیلی بزرگ ترها هم جدی تر و پخته تره. مارکوس موسیقی کلاسیک گوش می دهد، درگیر حال و روز مادرش است و هیچ وقت هم کفش ورزشی درست و حسابی نداشته. این دو تا که کاملا نقطه مقابل هم هستند، کم کم وارد رابطه ای می شوند که توش شاید ویل بتواند به مارکوس یاد بدهد چطور مثل یک بچه زندگی کند، و مارکوس هم به ویل کمک کند بالاخره مزه بزرگ شدن را بفهمد.
| تعداد برگ |
352 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1396 |
| سال انتشار میلادی |
1998 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001823091 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات