کتاب «شاهین نیمه شب» نوشته دیوید گمل، ادامه داستان ریگانت را چند سال بعد از «افسانه کاناوار» جلو می برد؛ جایی که بعد از یک جنگ سنگین، کلتوئی ها فعلا طعم یک آرامش موقت را می چشند. اما کاناوار خوب می داند این صلح پایدار نیست. او قبایل را کنار هم نگه داشته و ارتش را آماده کرده، چون مطمئن است استون دوباره برمی گردد و دنبال فتح و خونریزی است.
با این حال محور اصلی این کتاب خود کاناوار نیست، بلکه بن است؛ تنها پسر او. کاناوار به خاطر اتفاقی که به تولد بن ختم شده، آن قدر عذاب وجدان دارد که نمی تواند پسرش را واقعا بپذیرد و همین بی اعتنایی، بن را پر از خشم و سرخوردگی می کند. بن کم کم به دعوا و خشونت کشیده می شود و دیگران هم از او فاصله می گیرند، تا جایی که امیدش را به زندگی از دست می دهد. در این بین ورنا، تنها کسی که با او مهربان بوده، از بن می خواهد در سفری تا استون همراه پسرش باشد و بن با قبول کردن این درخواست، وارد مسیری می شود که سرنوشتش را برای همیشه عوض می کند.
| تعداد برگ |
576 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1396 |
| سال انتشار میلادی |
1999 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6001822735 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات