کتاب «به چشم های هم خیره شده بودیم» اثر احمد آرام (نشر نیماژ) یک مجموعه داستان کوتاه است که تو را می برد وسط حال و هوای جنوب؛ جایی که دریا فقط پس زمینه نیست و مثل یک موجود زنده روی زندگی آدم ها اثر می گذارد. قصه ها از اتفاق های به ظاهر ساده شروع می شوند، اما کم کم می بینی ترس های ریز و درشت، سکوت های سنگین و رابطه های ترک خورده از زیر پوست روزمرگی بیرون می زنند. فضای بومی بوشهر و جزئیات محلی در داستان ها هست، ولی زبان کتاب روان و قابل فهم است و زیادی ادا در نمی آورد.
نقطه قوت این مجموعه این است که مرز رویا و واقعیت را آرام آرام جابه جا می کند؛ انگار هر لحظه ممکن است یک باور قدیمی، یک کابوس جمعی یا یک حادثه غیرمنتظره همه چیز را به هم بریزد. احمد آرام که دستی هم در تئاتر و سینما دارد، داستان ها را طوری می چیند که تعلیق و تصویرسازی پررنگ باشد و بعضی جاها حتی خودِ روایت و شکل ساخته شدن قصه هم جلوی چشم خواننده می آید. «به چشم های هم خیره شده بودیم» بیشتر از این که دنبال شلوغ کاری باشد، با نگاه ها، مکث ها و چیزهایی که گفته نمی شوند، اثرش را می گذارد.
| تعداد برگ |
320 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003675407 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات