«رستاخیز» از لئو تولستوی (انتشارات نگاه) یک رمان تکان دهنده درباره وجدان، اشتباهات گذشته و تلاش برای جبران است. داستان از جایی شروع می شود که شاهزاده دمیتری نکلیودف به عنوان عضو هیئت منصفه وارد دادگاه می شود و ناگهان با چهره ای آشنا روبه رو می شود: کاتیوشا، همان دختر خدمتکاری که سال ها قبل با او بدرفتاری کرد، فریبش داد و بعد هم رهایش کرد. حالا او در جایگاه متهم ایستاده و دمیتری تازه می فهمد تصمیم ها و خوشگذرانی های آن روزها چه سرنوشتی ساخته اند.
دمیتری که از عذاب وجدان و شوک بیرون نمی آید، کم کم از زندگی راحت و اشرافی اش دل می کند و تصمیم می گیرد هر طور شده به کاتیوشا کمک کند؛ حتی اگر مجبور شود تا تبعید و سیبری هم همراهش برود. تولستوی در این رمان، هم یک داستان پرکشش تعریف می کند و هم جامعه، دادگاه، زندان و آدم های زمانه را با جزئیات زنده جلوی چشم می آورد. «رستاخیز» مدام این سوال را پیش می کشد که آیا آدم می تواند با نجات دادن یک نفر دیگر، خودش هم به رستگاری و آرامش واقعی برسد یا نه.
| تعداد برگ |
584 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1899 |
| نوع جلد |
زرکوب |
| شابک |
978-6003764002 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات