مادر برای قدم خیر از رسم و راه ایل می گوید و چوقا را طوری توضیح می دهد که انگار یک درس زندگی است. می گوید مردهای ایل سراغ سیاهی و کار بد نمی روند و سیاهی ها را زیر خاک می کنند، برای همین خط های تیره چوقا رو به پایین می افتد. در عوض خط های سفید رو به بالا می رود، سمت روشنایی و سمت خدا. حتی نقش ها هم بی دلیل نیست؛ از طرح های قدیمی و جاهای مقدس چند هزار ساله الهام گرفته شده تا لباس فقط لباس نباشد، نشانه باشد.
ماه خانم چوقای کاکا را نشانش می دهد و تاکید می کند چوقا باید جوری بافته شود که پشت و رو نداشته باشد؛ از هر طرف بشود پوشید، چون مرد ایل نباید دورو باشد. همین حرف ها بافتن را برای قدم خیر شیرین تر می کند و دلش می خواهد هر چه زودتر خودش دست به کار شود. توی دلش مدام همسر آینده اش را تصور می کند که چوقایی را پوشیده که خودش بافته؛ رنگ و نقش ها را روی قامت او در ذهنش می نشاند و ناخودآگاه لبخند می زند.
| تعداد برگ |
168 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6004057349 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات