کتاب «آدم ها و خرچنگ ها» نوشته ژوزوئه دو کاسترو ماجرای گرسنگی و فقر را از فضای خشک و رسمی کتاب ها بیرون می آورد و می برد وسط لجنزارهای رسیف در برزیل؛ جایی که زندگی آدم ها به مرداب گره خورده و مرز بین انسان و حیوان کم کم محو می شود. مردم این منطقه نیمه در آب و نیمه روی خشکی زندگی می کنند و آن قدر با خرچنگ ها سر و کار دارند که انگار هم خونشان هستند؛ از گوشتشان می خورند تا زنده بمانند و در همان چرخه تلخ فقر و بقا گیر می افتند. نویسنده که خودش طعم این فضا را چشیده، نشان می دهد وقتی همه چیز حول زنده ماندن می چرخد، فکر و احساس آدم هم شکل همان باتلاق می شود.
در دل داستان، «خوائو پائولو» بچه ای کنجکاو است که از نگاه او می شود صورت واقعی این زندگی را دید؛ زندگی ای که گاهی با خیال پردازی و توهم قاطی می شود تا تحملش آسان تر شود. کنار او پیرمردی به نام «کوسم» هم هست که با یک آینه کوچک، دردهای پنهان آدم ها را تماشا می کند و انگار دنبال معنایی در این همه بدبختی می گردد. اما وقتی سیلاب می آید و کلبه های گلی و امیدهای کوچکشان را می بلعد، همه چیز تیره تر می شود؛ درست همان لحظه ای که مردم می خواهند صدایشان را بلند کنند، طبیعت و فقر دست به دست هم می دهند و باز آن ها را به ته مرداب برمی گردانند. این کتاب هم داستان است و هم یک تصویر تکان دهنده از این که فقر چطور آرام آرام هویت آدم را عوض می کند.
| تعداد برگ |
163 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1967 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222770006 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات