آیا واقعا باید همیشه و به هر قیمتی حقیقت را گفت؟ «مرغابی وحشی» (یا همان «اردک وحشی») از هنریک ایبسن دقیقا همین سوال را وسط زندگی آدم ها می گذارد. داستان درباره دو دوست قدیمی به نام های یالمار ایکدال و گرگیرش ورله است که بعد از سال ها دوباره همدیگر را می بینند، اما گذشته هنوز رهایشان نکرده. گرگیرش که آدمی ایده آل گراست، می خواهد پرده از دروغ ها و ظاهرسازی هایی بردارد که زندگی اطرافیانش روی آن ساخته شده؛ اما هرچه جلوتر می رود، می فهمد حقیقت همیشه هم نجات بخش نیست.
در این نمایشنامه، رابطه های خانوادگی، غرور، گناه های قدیمی و رازهایی که زیر فرش قایم شده اند، کم کم رو می شوند و نتیجه اش می تواند تلخ و غیرقابل جبران باشد. ایبسن شخصیت هایی ساخته که زنده و واقعی اند؛ آدم هایی که فقط حرف نمی زنند، تصمیم می گیرند، اشتباه می کنند و برای چیزی که فکر می کنند درست است می جنگند. «مرغابی وحشی» یک نمایشنامه پرکشش و فکر برانگیز است برای کسی که دوست دارد ادبیات نمایشی جدی بخواند و با یک داستان انسانی و عمیق درگیر شود.
| تعداد برگ |
168 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
1884 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6226671668 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات