«دریانوردی که از چشم دریا افتاد» از یوکیو میشیما یک رمان تلخ و فکر برانگیز است که توی ژاپن بعد از جنگ می گذرد. داستان درباره نوبورو، پسر ۱۳ ساله ای است که دریا را نماد آزادی و قهرمانی می بیند و با یک جور نگاه ایده آل گرایانه دنبال «مرد واقعی» می گردد. وقتی مادرش فوساکو با ریوجی که یک ملوان است وارد رابطه می شود، نوبورو اولش ریوجی را مثل یک قهرمان بی نقص می پرستد و فکر می کند بالاخره همان آدمی را پیدا کرده که برازنده دنیای بزرگ و رازآلود دریاست.
اما همه چیز وقتی پیچیده می شود که ریوجی کم کم دلش زندگی آرام و ثابت می خواهد و تصمیم می گیرد دریا را کنار بگذارد. همین انتخاب برای نوبورو مثل یک فرو ریختن کامل است؛ انگار قهرمانش تبدیل می شود به یک آدم معمولی که آرمان هایش را فروخته. میشیما توی این رمان با نثر تیز و گاهی شاعرانه، برخورد آرمان های نوجوانانه با واقعیت، کشمکش سنت و مدرنیته، و سمت تاریک ذهن انسان را نشان می دهد؛ داستانی که هم روان شناختی است و هم از نظر اخلاقی آدم را تا آخر درگیر نگه می دارد.
| تعداد برگ |
168 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
1963 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227383157 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات