تینا ایوانز یک سال تمام با غم از دست دادن پسرش، دنی، زندگی کرده و حالا فکر می کند شاید وقتش رسیده دوباره سر پا شود؛ مخصوصا وقتی اجرای جدیدش در وگاس نزدیک است. اما درست همان موقع یک چیز عجیب همه چیز را به هم می ریزد: روی تخته سیاه اتاق دنی با خطی نامرتب نوشته شده «نمرده است!». همین دو کلمه کافی است تا تینا از آن حالت تسلیم و سوگواری بیرون بیاید و دنبال حقیقت برود؛ حقیقتی که او را از نور و زرق و برق لاس وگاس می کشاند به جاهای سرد و تاریک و پر از راز.
او برای اینکه خیال خودش را راحت کند سراغ یک وکیل می رود تا نبش قبر انجام دهد، ولی وقتی تهدیدها شروع می شود، کم کم معلوم می شود قضیه فقط یک توهم یا داستان روح نیست. رد پای یک ماجرای بزرگ تر و یک توطئه حکومتی وسط است و احتمال اینکه دنی somehow زنده باشد جدی تر از چیزی است که تینا فکر می کرد. «چشمان تاریکی» بیشتر از اینکه یک کتاب ترسناک کلاسیک باشد، یک رمان هیجان انگیز و پرتعلیق است که ماوراء طبیعی را با اضطراب یک مادر و یک تعقیب و گریز نفس گیر قاطی می کند؛ کتابی که سال ها بعد هم به خاطر شباهت بعضی ایده هایش با ماجراهای همه گیری، دوباره سر زبان ها افتاد.
| تعداد برگ |
260 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
1981 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222087289 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات