در رمان «چنین دیدم» با خانواده ای طرفیم که گذشته شان پر از راز است. مادرِ داستان در پرورشگاه بزرگ شده و هیچ وقت درست و حسابی نفهمیده پدر و مادرش چه سرنوشتی داشته اند. پدر هم از بچگی طعم جنگ و از دست دادن را چشیده، اما هر دو تصمیم گرفته اند این واقعیت ها را از دخترشان پنهان کنند و به جایش تصویری متفاوت و بی دردسر از خودشان بسازند. با گذشت زمان، همین پنهان کاری ها مثل سایه روی زندگی شان می افتد و کم کم می فهمند دیگر نمی شود به همین شکل ادامه داد.
ماجرا از جایی جدی تر می شود که دوست خانواده برای ساخت مستند راهی سوریه می شود و خبر شهادتش همه چیز را زیر و رو می کند. پدر برای تمام کردن کار نیمه تمام دوستش به سوریه می رود و داستان وارد مسیری پرتعلیق می شود؛ از اتفاقاتی که در آنجا برای مرد می افتد تا اسارتش توسط داعش و تلاش برای رهایی. همزمان در خانه، مادر و دختر در نبود او به درک تازه ای از رابطه شان با پدر می رسند و وقتی او برمی گردد، اوج دلبستگی و معنای واقعی خانواده خودش را نشان می دهد.
| تعداد برگ |
224 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222087210 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات