کتاب «یادداشت های مترسک» نوشته علیرضا غفاری (انتشارات نیستان) یک روایت متفاوت و خیال انگیز از زندگی است؛ روایت هایی کوتاه و تامل برانگیز که این بار از زبان یک مترسک گفته می شود. داستان از جایی شروع می شود که مترسک ساخته می شود و کم کم با نگاه خودش به دنیا، از آرزوها و حسرت هایی می گوید که خیلی وقت ها ما آدم ها هم داریم اما حواسمان بهشان نیست. لحن کتاب ساده و روان است، ولی پشت همین سادگی کلی حرف و کنایه خوابیده که آدم را وادار می کند مکث کند و فکر کند.
در ادامه، مترسک از فصل های مختلف زندگی سرک می کشد؛ از کودکی و شادی هایش تا عاشقی، شکل گرفتن شخصیت اجتماعی، تلاش های روزمره و حتی روبه رو شدن با مرگ. او خودش کاری از دستش بر نمی آید و فقط می بیند و تحلیل می کند، چون پایش محکم به زمین بسته شده و همه چیز را از همان نقطه تجربه می کند. نویسنده در پایان هم با یک تصویر استعاری قوی، مترسک را در دل سیلاب می اندازد؛ انگار همه فشارها و تلنبار شدن مشکلات زندگی یک جا هجوم می آورند و او را با خودشان می برند.
| تعداد برگ |
50 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222087036 |
| قطع |
جیبی |
| نویسنده |

نظرات