کتاب «درخت ابریشم بی حاصل» اثر محمدرضا بایرامی (انتشارات نیستان) یک جور روایت صمیمی و شخصی از زندگی و تجربه های نویسنده است؛ روایت هایی تکه تکه که هر کدام می بردتان به یک دوره یا اتفاق مهم. از کودکی و حال و هوای اردبیل و خاطره های خانوادگی گرفته تا مسیر نویسندگی و برخوردش با مسائل فرهنگی و اجتماعی. کتاب مثل یک داستان خطی جلو نمی رود، بیشتر شبیه چند برش از زندگی است که کم کم تصویر ذهنی و دنیای فکری بایرامی را کامل می کند.
بخش هایی از کتاب حسابی بوی شمال و فضای روستا و شهرهای آن طرف ها را می دهد؛ از طبیعت و آدم ها و رسم و رسوم محلی تا جزئیات زندگی روزمره. بعضی جاها هم نویسنده با زبان نمادین تر حرف می زند، مثلا همین «درخت ابریشم» که قشنگی ظاهرش را می گذارد کنار بی ثمری درونش و از دلش یک نگاه اجتماعی و فرهنگی درمی آید. در کنار همه این ها، بایرامی از این هم می گوید که خاطره ها چطور می شوند ماده خام داستان و مرز واقعیت و خیال در نوشتن کجاها جابه جا می شود.
| تعداد برگ |
270 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222086473 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات