کتاب «سمپوزیوم» (یا همان «ضیافت») از افلاطون یکی از معروف ترین گفتگوهای فلسفی دنیاست که ماجرا را وسط یک مهمانی شبانه تعریف می کند؛ جایی که چند نفر دور هم جمع شده اند و قرار می گذارند به جای زیاده روی در نوشیدنی، هر کدام درباره عشق حرف بزنند. یکی عشق را دلیل شجاعت و آدم بهتر شدن می داند، یکی بین عشق صرفا جسمی و عشق جدی تر و عمیق تر فرق می گذارد، یکی هم با یک داستان بامزه و به یادماندنی از «نیمه گمشده» می گوید تا توضیح بدهد چرا آدم ها دنبال هم می گردند. همین تنوع نگاه ها باعث می شود کتاب فقط یک بحث خشک فلسفی نباشد و مثل یک روایت زنده و جذاب جلو برود.
اوج داستان وقتی است که سقراط وارد بحث می شود و حرف های زنی دانا به نام دیوتیما را نقل می کند؛ جایی که عشق فقط احساس یا کشش ساده نیست، بلکه یک میل درونی برای رسیدن به زیبایی، خوبی و حتی نوعی جاودانگی است. افلاطون نشان می دهد عشق از «نداشتن» شروع می شود و همین کمبود ما را هل می دهد سمت رشد و فهم بیشتر؛ انگار عشق می تواند آدم را مرحله به مرحله از علاقه های سطحی تر بالا بکشد تا برسد به درک زیبایی و حقیقت. اگر دنبال کتابی هستی که هم داستان و شخصیت داشته باشد و هم کمک کند درباره عشق، میل و معنی زندگی جور دیگری فکر کنی، «سمپوزیوم» انتخاب خیلی خوبی است.
| تعداد برگ |
166 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6228389455 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات