کتاب «باروت خیس» یک داستان پرکشش و امنیتی است که از همان اول شما را می کشد وسط ماجرا. قصه درباره یک خبرنگار متفاوت است که برای رسیدن به یک هدف بزرگ، از این شهر به آن شهر می رود و همه چیز را زیر و رو می کند. در ظاهر آدم خونسردی است، اما انگار توی سینه اش یک انبار باروت دارد؛ باروتی که تا امروز فقط یاد گرفته احساساتش را با آن خفه کند. مسیر جست و جوی او از دل اتفاقات آسیای غربی می گذرد و بالاخره سر از عراق در می آورد؛ جایی که داستان تازه شروع می شود.
از آن طرف، دختری به اسم فادیه را می بینیم که آموزش های سخت و بی رحمانه دیده تا تبدیل شود به یک ابزار دقیق برای شکار یک فرمانده. او فکر می کند فقط چند قدم تا گرفتن مدال و افتخار فاصله دارد، اما یک اتفاق همه چیز را به هم می ریزد. دانیال و حاج اسماعیل دوباره سر راه ایستاده اند و اجازه نمی دهند بازی طبق نقشه پیش برود. پای آدم های آشنا و غریبه هم وسط می آید؛ از موساد و مهره هایش گرفته تا «عقرب زرد» که دنبال سهم خودش از این آشوب است. «باروت خیس» روایتی هیجان انگیز از دنیای پنهان امنیتی و تصویری متفاوت از حاج قاسمی است که کمتر درباره اش شنیده ایم.
| تعداد برگ |
292 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227808957 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات