دیما همه دلخوشیش عابس بود؛ مردی که به خاطر کارش زیاد خونه نبود، اما همان حضور کوتاهش هم زندگی را برای دیما قابل تحمل می کرد. تا این که یک روز رفت و برگشتش فرق داشت؛ عابس برگشت، اما نه به خانه… آرام گرفت در گلزار شهدای چیذر و دیما ماند با جای خالی همسری که حالا اسمش کنار «شهید مدافع حرم» آمده است.
از آن به بعد دیما فقط یک همسر داغ دیده نیست؛ باید هم زمان هم محکم باشد هم مهربان، هم تکیه گاه بچه ها باشد هم پناهشان. هدی و حنیف و حمزه باید طوری زندگی کنند که نبودن پدر، دلشان را نلرزاند. اما این مسیر ساده نیست، مخصوصا وقتی پای یک آدم از گذشته دوباره وسط زندگی باز می شود. دیما حالا هر روز با یک سوال بزرگ رو به روست: امید دقیقا کجای زندگی او ایستاده است؟
| تعداد برگ |
380 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6227808889 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات