روزی روزبه برای خواستگاری ناهید (خواهر میرآقا) به خانه شان می رود، اما همین دیدار ساده حسابی میرآقا را از کوره در می برد و ماجراها از همان جا گره می خورند. در طرف دیگر داستان، خود میرآقا دلش پیش دختری به اسم ژیلا گیر کرده، ولی ژیلا چشمش دنبال جوان دیگری است؛ همان پسری که عکسش بین دانشجوهای سال اولی برگزیده شده و ژیلا با خط خوش کنار عکسش چند بیت نوشته است. این مثلث های احساسی و سوء تفاهم ها کم کم مسیر زندگی آدم ها را عوض می کند و قصه را جلو می برد.
«ماه مهر را به خاطر بسپار» با پنج راوی پیش می رود و هر کدامشان تکه ای از تصویر بزرگ تر را کامل می کنند؛ تصویری از تغییر و شکل گرفتن جامعه ایرانی در حدود صد سال گذشته. شخصیت های اصلی از دو خانواده بازاری تهرانی می آیند و روایت از دل کوچه و خیابان های تهران تا جاهایی مثل جنگل های جاجرود و حتی فضای ساختمان پلاسکو سرک می کشد. نتیجه اش یک داستان پر رفت و برگشت است که هم روابط آدم ها را می کاود و هم مدرن شدن تهران و حال و هوای دوره های مختلف را جلوی چشم می آورد.
| تعداد برگ |
256 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6008211273 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات