کتاب «تنها زندگی نکردن» اثر مجتبی ادیبان یک روایت داستانی متفاوت و چند تکه است که در هفت بخش با نام های «دهکده»، «ون»، «نویسنده»، «نقاش»، «بازداشتگاه»، «نگهبان» و «ترور» جلو می رود. ماجرا از جایی شروع می شود که یک نفر به هر دلیلی چشم هایش را می بندد و دیگر دلش نمی خواهد بازشان کند؛ همین سوال ساده، قصه را می برد سمت فهمیدن دلیل ها و لایه های پنهان آدم ها.
در ادامه، شخصیت در داستان هایی که برای رد شدن از تاریکی های درونش می سازد، مدام شکل عوض می کند؛ گاهی سن و جنسیت و موقعیتش فرق دارد، اما این روایت ها از هم جدا نیستند و مثل حلقه های یک زنجیر به هم وصل می مانند. کتاب بیشتر از این که بخواهد نسخه روانشناسی بدهد، حس و حال یک درون کاوی و نگاه فلسفی اجتماعی دارد و ساختار چرخه ای و دایره وارش هم باعث می شود آخر و اول قصه به هم نزدیک شوند؛ درست مثل اسم کتاب که یادآوری می کند هیچ کس واقعا تنها زندگی نمی کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.