کتاب «هرگز انتظارش را نداشت» از شاری لاپنا با یک اتفاق ساده ولی ترسناک شروع می شود: برایدن فراست، زن سی و چند ساله ای که از خانه کار می کند، بعد از بردن دخترش به مهد به خانه برمی گردد اما همان روز بی هیچ رد و نشانی ناپدید می شود. وقتی همسرش سم شب به خانه می رسد، همه چیز سر جایش است؛ ماشین در پارکینگ، تلفن و کیف پول داخل خانه و هیچ نشانه ای از درگیری یا ورود اجباری دیده نمی شود. همین بی سرنخی پرونده را پیچیده می کند و کارآگاه جین سالتر باید از میان حرف های ضد و نقیض و جزئیات ریز، بفهمد واقعا چه اتفاقی افتاده است.
هرچه داستان جلوتر می رود، کم کم معلوم می شود زندگی به ظاهر آرام این خانواده و آدم های اطرافشان آن قدرها هم بی دردسر نیست. همسایه ها، دوستان و حتی خانواده، هر کدام چیزی را پنهان می کنند و یک راز کوچک می تواند همه چیز را به هم بریزد. از طرفی رسانه ها و پادکست ها هم وارد ماجرا می شوند و پرونده را تبدیل به سوژه ای عمومی می کنند. در نهایت با کنار هم رفتن سرنخ ها، حقیقتی رو می شود که نشان می دهد ناپدید شدن برایدن نتیجه زنجیره ای از سوءظن ها، دروغ های ریز و تصمیم های اشتباه است؛ همان چیزهایی که هیچ کس فکرش را هم نمی کند روزی زندگی معمولی اش را از هم بپاشد.
| تعداد برگ |
328 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1404 |
| سال انتشار میلادی |
2025 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223123405 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات