«شب بی پایان» از اون رمان های متفاوت آگاتا کریستیه که این بار خبری از کارآگاه های معروفش نیست، اما تعلیق و راز و رمز از همون صفحه های اول ولت نمی کنه. داستان درباره مایکل راجرزه؛ یه راننده تاکسی که همیشه رویای یه زندگی شیک و یه خونه درست حسابی رو تو سرش داشته. وقتی با الی، دختری از یه خانواده پولدار، ازدواج می کنه شرایطش عوض می شه و پای یه عمارت قدیمی ویکتوریایی به اسم «تاورز» وسط میاد؛ جایی که مردم محل می گن زمین های اطرافش، یعنی «کولی آباد»، نفرین شده است.
مایکل و الی اولش این حرف ها رو جدی نمی گیرن و حتی تصمیم می گیرن همون جا یه خونه جدید بسازن، ولی کم کم اتفاق هایی می افته که انگار همه چیز داره طبق یه پیشگویی شوم جلو می ره. از طرفی حسادت و حرف مردم، از یه طرف هم رازهایی که پشت ازدواج و تصمیم های مایکل هست، باعث می شه قصه پیچیده تر و ترسناک تر بشه. هر چی جلوتر می ری، بیشتر حس می کنی این «شب بی پایان» فقط یه اسم نیست و قراره زندگی این دو نفر رو تبدیل به یه کابوس واقعی کنه.
| تعداد برگ |
288 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1967 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223121944 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات