«قصرهای خشم» از الساندرو باریکو (انتشارات مروارید) یک رمان متفاوت و تصویری است که ما را می برد به قرن نوزدهم و شهر خیالی کوینیپاک؛ جایی بین دنیای کارخانه ها و دود و آهن، و رویاهایی که انگار از جنس شعر ساخته شده اند. قصه دور و بر چند آدم عجیب و جاه طلب می چرخد: آقای ریل که یک شیشه گر محلی است و سرش پر از ایده های بزرگ مثل ساختن شیشه های غول پیکر و یک خط راه آهن بی نقص، و هکتور هورو، معمار فرانسوی که باید یک کاخ شیشه ای خیره کننده بسازد؛ چیزی شبیه کاخ کریستال. کنارشان هم شخصیت هایی مثل پکیش هستند که با اختراع های عجیب و غریبشان، داستان را پر از اتفاق های غیرمنتظره می کنند.
روایت کتاب خطی و سر راست نیست؛ زمان جلو و عقب می رود، زاویه دید عوض می شود و بعضی بخش ها حال و هوای تک گویی و خیال پردازی دارد، برای همین اگر دنبال داستان ساده و سریع باشی شاید کمی چالش داشته باشد. اما اگر از رمان هایی خوشت می آید که لایه های نمادین دارند، اینجا نماد اصلی «شیشه» است: شفاف و زیبا، ولی شکننده؛ درست مثل رویاهای آدم ها که گاهی وسط راه ترک برمی دارد. باریکو با همین فضا درباره پیشرفت، وسواس ساختن، و حتی زیبایی شکست حرف می زند؛ اینکه بعضی پروژه ها ناتمام می مانند، ولی همان ناتمام بودنشان هم چیزی از انسانیت و خیال را زنده نگه می دارد.
| تعداد برگ |
235 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1991 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9641915225 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات