کتاب «وقتی که شهر خفته است» از مجموعه نویسندگان انتشارات مروارید، سراغ ریشه دارترین حس آدم ها می رود: ترس. ترسی که خیلی وقت ها نه از هیولا و خون آشام و صحنه های خشن، بلکه از ناشناخته ها و از خود آدم ها می آید؛ از تنهایی، از جامعه، از ذهنی که در تاریکی شروع می کند همه چیز را جور دیگری دیدن. این کتاب نشان می دهد برای ترسناک بودن یک داستان لازم نیست کلی خون و موجود عجیب و غریب باشد؛ گاهی یک موقعیت ساده مثل یک جای متروک و تاریک یا یک فکر وسواس گونه کافی است تا مو به تن آدم سیخ شود.
داستان های این مجموعه طوری انتخاب شده اند که چند مدل وحشت را کنار هم ببینید؛ از فضای تلخ و گروتسک و طنز سیاه گرفته تا وحشت سوررئال و روان شناختی. بعضی داستان ها مثل «کاغذدیواری زرد» ترس را بهانه می کنند تا از تبعیض جنسیتی و نگاه جامعه به زن حرف بزنند، و بعضی دیگر با ترکیب فانتزی و وحشت، نگرانی های روزمره و مخصوصا دغدغه های زنانه را پررنگ تر می کنند. اگر دنبال مجموعه ای هستید که هم داستان کوتاه خواندنی داشته باشد و هم با ترس های واقعی و انسانی بازی کند، این کتاب انتخاب جذابی است.
| تعداد برگ |
186 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9641914587 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات