داستان کتاب «قرار ملاقات» از هرتا مولر با یک جمله ساده اما دلهره آور شروع می شود: «من احضار شده ام، پنجشنبه ساعت ۱۰.» قهرمان قصه یک زن کارگر در کارخانه پوشاک است که در دوران حکومت چائوشسکو زندگی می کند و باید برای بازپرسی دوباره خودش را معرفی کند. این بار هم دلیلش بی دردسر نیست: او داخل آستر کت و شلوارهایی که به ایتالیا می روند، یادداشت هایی دوخته که اسم و آدرس خودش رویشان هست و حتی یکی شان یک جمله عجیب دارد: «با من ازدواج کن.»
زن در راه رفتن به محل بازجویی، مدام توی فکر آدم های دور و برش می رود؛ از دوستش لیلی که موقع فرار تیر خورد تا خانواده ای که به خاطر لو رفتن از کشور بیرونشان کردند، و البته سرگرد آلبو بازپرس مرموزی که هر جلسه رفتار تحقیر آمیزی دارد. بین این خاطره ها فقط پائول است که با همه ایرادهایش، برای او یک تکیه گاه به حساب می آید. همین فکرها باعث می شود ایستگاهش را رد کند و سر از خیابانی ناآشنا دربیاورد؛ جایی که چیزهایی می فهمد و می بیند که ترس از خود بازپرسی را هم کم رنگ می کند. «قرار ملاقات» یک روایت تیز و تکان دهنده از زندگی زیر سایه ترس، کنترل و تحقیر است.
| تعداد برگ |
220 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1997 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9641911487 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات