داستان «سمفونی درون بطری» از جایی شروع می شود که در صدمین سالگرد تاسیس یک پست مرزی (۳ اکتبر ۱۹۸۹)، چند ماشین پشت سر هم برای ورود به آمریکا در صف گیر می کنند. داخل هر ماشین هم آدم های جورواجور نشسته اند: سوکو با دو بچه اش آلبرتو و کارلیتوس، جاکی، دابیدرینا که بازیگر با استعدادی است، ماری اندرسن و همین طور مارگاریتا که هم باردار است و هم بچه بغلش است، همراه انریکه و خواهرش. همه هم با صدای بلند موسیقی گذاشته اند و فکر می کنند قرار است یک سفر عادی باشد.
اما یک دفعه رادیو خبر می دهد که گذرگاه مرزی به دلایل امنیتی بسته شده و همین خبر ساده، اوضاع را به هم می ریزد. نگرانی و عصبی شدنشان کم کم تبدیل به سوء ظن و دعوا می شود و هر کسی یک چیزی می گوید؛ حتی کار به جایی می رسد که دابیدرینا را به دزدی متهم می کنند و ماجراهای عجیب تری هم به میان می آید. بعد از مدتی دوباره اعلام می شود که مرز باز شده و حقیقت روشن می شود، اما این فاصله کوتاه کافی است تا چهره واقعی آدم ها، ترس ها و قضاوت هایشان بیرون بزند. این اثر در قالب نمایش نامه روایت شده و بیشتر از یک قصه ساده، شبیه تماشای یک صحنه پر تنش و پر دیالوگ است.
| تعداد برگ |
72 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1394 |
| سال انتشار میلادی |
2010 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9789648573985 |
| قطع |
جیبی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات