کتاب «چهار سرباز» اثر هیوبرت مینگرلی (انتشارات افق) یک رمان متفاوت درباره جنگ است، اما نه از آن جنس داستان هایی که مدام صحنه نبرد و تیراندازی نشان می دهند. ماجرا در سال 1919 و میان سربازهای ارتش سرخ می گذرد؛ جایی که جنگ فعلا مکث کرده و چند سرباز در دل زمستان و جنگل، مجبور می شوند برای مدتی طولانی در یک کلبه زندگی کنند و منتظر بمانند. همین توقفِ عجیب، داستان را از کلیشه های معمول جنگی جدا می کند و اجازه می دهد آدم ها را نزدیک تر ببینیم.
راوی داستان «بنیا» است و همراه سه سرباز دیگر، کم کم در این انتظار کش دار با ترس ها، رفاقت ها، دلخوشی های کوچک و زخم های پنهانشان روبه رو می شویم. مینگرلی خیلی ساده و موجز نشان می دهد وقتی اسلحه ها برای مدتی پایین می آید، زیر لایه سرباز بودن، انسان بودن خودش را نشان می دهد. فصل های کوتاه کتاب باعث می شود روایت تند و روان جلو برود و برای کسی که رمان های جنگ و ضد جنگ را دوست دارد، «چهار سرباز» تجربه ای جمع و جور اما تاثیرگذار باشد.
| تعداد برگ |
180 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2003 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6223321597 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات