«آرمانس» اولین رمان استاندال، نویسنده معروف فرانسوی است؛ یک داستان عاشقانه و تلخ که آرام آرام گره می خورد و جلو می رود. قصه درباره اکتاو دو مالیورت است؛ جوانی کم حرف، باهوش و ثروتمند که دلش پیش آرمانس زوهیلوف گیر می کند؛ دختری از خانواده ای فقیر که اتفاقا دخترعموی او هم هست. اکتاو حتی دانشگاه را رها می کند و خیلی جدی حرف ازدواج را پیش می کشد، اما آرمانس دودل است و می ترسد دیگران فکر کنند دنبال پول و موقعیت اکتاو آمده.
از آن طرف، سوء تفاهم ها و حسادت آدم های دور و برشان هم اوضاع را بدتر می کند و رابطه شان مدتی به جدایی می کشد. بعدتر یک اتفاق ناخوشایند، اکتاو را از نظر جسمی زمین گیر می کند و او را به آشفتگی و افسردگی می اندازد؛ همین جاست که آرمانس دوباره به او نزدیک می شود و در نهایت ازدواج می کنند. ولی ماجرا به این سادگی تمام نمی شود: تهمت ها و بدگمانی ها دوباره سر بلند می کند و اکتاو برای فرار از حاشیه ها تصمیم می گیرد راهی جنگ در یونان شود؛ تصمیمی که پایان متفاوتی برای سرنوشت او می سازد.
| تعداد برگ |
296 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1827 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003678729 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات