«هم راز» از داستان های معروف جوزف کنراد است؛ نویسنده ای که خودش سال ها زندگی دریایی را از نزدیک تجربه کرده. قصه روی یک کشتی در دل دریا می گذرد و راوی هم کاپیتان جوانی است که تازه برای اولین بار فرماندهی کشتی را به عهده گرفته و می خواهد به خودش ثابت کند از پس این مسئولیت برمی آید. هرچه کشتی جلوتر می رود و هوا تاریک تر می شود، اضطراب و آشفتگی ذهنی کاپیتان بیشتر خودش را نشان می دهد و فضای داستان کم کم حالت مرموز و سنگین پیدا می کند.
ماجرا وقتی گره می خورد که یک مرد فراری به نام لگات سر و کله اش پیدا می شود؛ کسی که روی کشتی دیگری جرم وحشتناکی مرتکب شده و حالا دنبال پناهگاه می گردد. کاپیتان بین وظیفه و وجدانش گیر می افتد و از همان جا داستان وارد یک بازی روان شناختی می شود: لگات واقعا یک آدم واقعی است یا چیزی شبیه سایه و همزادِ ذهن کاپیتان؟ همین ابهام و لایه های نمادین، «هم راز» را به یک داستان پرکشش و قابل تفسیر تبدیل کرده؛ اثری که هم حال و هوای کلاسیک اوایل قرن بیستم را دارد و هم می شود با نگاه روانشناسی سراغش رفت.
| تعداد برگ |
96 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1402 |
| سال انتشار میلادی |
1910 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003678637 |
| قطع |
جیبی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات