«مثل حالای ما» از می سارتون یک رمان جمع و جور اما عمیق است که با حال و هوای دفترچه یادداشت های روزانه پیش می رود. راوی داستان کارولین (کارو) اسپنسر است، یک معلم بازنشسته ۷۶ ساله که بعد از مدتی بیماری مجبور می شود به خانه سالمندان برود. کارو با همان روزهای اول می فهمد قرار نیست فقط با ضعف جسمی کنار بیاید، بلکه باید با تنهایی، نگاه از بالا به پایین بعضی آدم ها و فضای سرد و بی روح آنجا هم دست و پنجه نرم کند. روایت خیلی نزدیک و صمیمی است و مدام ما را می برد وسط فکرها و حس های واقعی یک زن سالمند که هنوز تیزبین، حساس و پر از حرف های نگفته است.
کتاب بیشتر از اینکه صرفا درباره پیری باشد، درباره حفظ عزت نفس و هویت است، وقتی شرایط بیرونی انگار می خواهد تو را به یک شماره تخت یا یک پرونده پزشکی تبدیل کند. سارتون بدون شعار دادن، هم دل آدم را نرم می کند و هم تلنگر می زند که جامعه چقدر راحت سالمندان را نادیده می گیرد. لحن داستان گاهی تلخ می شود، اما همین تلخی از جنس راستگویی است و باعث می شود خواننده با کارو همدل شود و به این فکر کند که احترام و مراقبت انسانی چقدر در تمام مرحله های زندگی ضروری است.
| تعداد برگ |
192 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
1973 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003676800 |
| قطع |
جیبی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات