«باغ استخوان های نمور» سومین رمان احمد آرام از نشر نیماژ است؛ رمانی که سراغ یکی از دغدغه های جدی امروز یعنی تروریسم در منطقه و جهان می رود، اما نه با روایت های کلیشه ای. قصه از جایی شروع می شود که راوی در حال خواندن «مسخ» کافکا است و ناگهان انگار خودِ کتاب با او حرف می زند و او را به داخل داستان می کشد. از همین نقطه، مرز بین واقعیت و خیال به هم می ریزد و شخصیت اصلی در لایه های مختلف روایت گم می شود؛ طوری که مدام باید حدس بزنی الان کجاست و چه چیزی واقعی است.
با جلو رفتن داستان، راوی وارد موقعیت هایی می شود که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به تروریسم وصل اند و در یک جور «لامکان» مجبور می شود تصمیم هایی بگیرد که از سر انتخابِ راحت نیست، از سر ناچاری است. روایت بین گذشته و حال رفت و برگشت دارد و با استفاده از حال و هوای فضای مجازی و زندگی مدرن، ترس های ریز و درشت آدم امروز را بیرون می کشد؛ ترسی که کم کم بزرگ تر می شود و شکل جهانی تری پیدا می کند. اگر داستان های تو در تو، فضای گوتیک و روایت های پست مدرن را دوست داری، این کتاب می تواند انتخاب جذابی برایت باشد.
| تعداد برگ |
248 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1401 |
| سال انتشار میلادی |
2018 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786003673373 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات