کتاب «ته چشم هاش انگار مرگ دست تکان می داد» نوشته رضا کاظمی (1349) از آن داستان هایی است که از همان صفحه های اول، فضای تلخ و درگیرکننده اش را می ریزد روی دل آدم. روایت با حال و هوایی تیره و حساس جلو می رود و کاری می کند مدام دنبال نشانه ها بگردی؛ نشانه هایی از ترس، فقدان، و آن حس آشنای نزدیک بودن پایان. زبان داستان روان است و تصویرسازی ها طوری اند که راحت می توانی صحنه ها را توی ذهنت ببینی.
این کتاب بیشتر از این که فقط یک قصه ساده باشد، سراغ لایه های پنهان احساسات و تصمیم های آدم ها می رود؛ جایی که امید و ناامیدی کنار هم راه می روند و هر اتفاق کوچکی می تواند همه چیز را عوض کند. اگر رمان هایی را دوست داری که هم کشش داشته باشند و هم بعد از تمام شدن، ذهنت را درگیر کنند، این اثر از انتشارات نیماژ می تواند انتخاب خوبی برایت باشد.
| تعداد برگ |
120 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1399 |
| سال انتشار میلادی |
2016 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003672789 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات