کتاب «عروس آب» اثر قاسم شکری (نشر نیماژ) یک رمان متفاوت و حال و هوادار است که قصه اش در فضایی وهم آلود و پر از افسانه های محلی جلو می رود. روایت از زبان پیرمردی به نام اسفندیار است؛ مردی هفتاد و چند ساله که بعد از حدود چهل سال دوری به روستای دودگان، نزدیک داریون، برمی گردد تا سرگذشت خاندانش و قصه های قدیمی روستا را بنویسد. در این قصه ها همه چیز رنگ فولکلور دارد؛ از پری و جن و آل گرفته تا خواب های طولانی، ازدواج با موجودات افسانه ای و اتفاق های عجیب که مرز بین واقعیت و خیال را مدام جابه جا می کنند.
اما هرچه جلوتر می رویم، کم کم می فهمیم این بازگشت فقط برگشتن به یک روستا نیست؛ بیشتر شبیه یک کندوکاو روانی و تلاش برای کنار آمدن با ترس ها و گذشته ای است که ول کن نیست. رمان با فصل های کوتاه و متنوع پیش می رود و تکه تکه از حقیقت را رو می کند، طوری که تا آخر نمی شود با خیال راحت به حرف های راوی اعتماد کرد. «عروس آب» در اصل داستان گم گشتگی آدم مدرن است؛ کسی که برای فهمیدن خودش، مجبور می شود برگردد به ریشه ها، خاطره ها و ویرانه های سنت تا شاید تکه های گمشده زندگی اش را پیدا کند.
| تعداد برگ |
256 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1398 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6003673335 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات