«دیر کردی ما شام را خوردیم» از رسول یونان (نشر نیماژ) یک مجموعه داستان کوتاه است که نشان می دهد یونان فقط شاعر نیست و توی داستان هم حرف های زیادی برای گفتن دارد. کتاب 28 داستان کوتاه دارد؛ داستان هایی درباره آدم های معمولی و اتفاق های روزمره که شاید در نگاه اول خیلی ساده یا حتی پیش پا افتاده به نظر برسند، اما نویسنده با یک زاویه دید تازه طوری آن ها را روایت می کند که آخرش غافلگیرت می کند.
فضای بیشتر داستان ها جمع و جور و محدود است؛ هم از نظر زمان و هم از نظر مکان، و همین باعث می شود روایت ها ضرب دار و مینی مالیستی باشند: توصیف اضافی کم است، شخصیت ها پیچیدگی افراطی ندارند و کلی از معنا را باید خودت از لابه لای دیالوگ ها و نشانه ها بیرون بکشی. مثلا در داستان «دیر کردی ما شام را خوردیم» همه چیز دور یک مهمانی شام می چرخد و این که یک نفر می رسد یا نه، یا در «پرنده ای در پیراهن» با یک پدر عصبی طرفیم که ماجرا را بدون شاخ و برگ اضافه جلو می برد. چند داستان دیگر هم رگه هایی از تنهایی و بی وفایی آدم ها را زیرپوستی نشان می دهند و همین نگاه شاعرانه است که کتاب را خواندنی می کند.
| تعداد برگ |
104 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1397 |
| سال انتشار میلادی |
2016 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
9786003672130 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات