کتاب «زندگی انسان و فرمانروای گرسنگان» از لئونید آندریف یک نمایشنامه نمادین و پنج پرده ای است که سراغ سوال های بزرگ زندگی می رود: آدم چرا زندگی می کند و آخرش چه چیزی نصیبش می شود؟ این اثر اوایل قرن بیستم نوشته شد و خیلی زود روی صحنه رفت؛ هم در تئاتر کومیسارژفسکایا با کارگردانی مایرهولد و هم بعدتر در تئاتر هنر مسکو با استانیسلاوسکی. فضای داستان حالت تمثیلی دارد و شخصیت ها بیشتر شبیه نمادند تا آدم های معمولی، برای همین هم حال و هوایش نزدیک به نمایشنامه های شاعرانه و رازآلود آن دوره است.
داستان زندگی یک «انسان» را از تولد تا مرگ دنبال می کند؛ انسانی که انگار چشم بسته در مسیری می رود که یک شخصیت مرموز و خاکستری رنگ همیشه بالای سرش است و مثل سایه رهایش نمی کند. قهرمان نمایش از فقر به ثروت می رسد و دوباره سقوط می کند و هر بار فکر می کند با نیروهایی می جنگد که نه می فهمدشان و نه می تواند جلویشان را بگیرد. شمعی که نماد عمر و زندگی است کم کم کوتاه می شود و وقتی رو به خاموشی می رود، نمایش به اوج تلخی و معناگرایی اش می رسد؛ روایتی از امید، توهم، شکست و سوالی که تا آخر در ذهن می ماند.
| تعداد برگ |
206 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
1906 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-9643635961 |
| قطع |
پالتویی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات