زنانگی یک مرز خیلی نازک و تقریبا نامرئی است؛ مرزی که تا وقتی خودت زن نباشی و گیرش نیفتاده باشی، شاید اصلا متوجه اش نشوی. گاهی آدم بی توجه از این خط رد می شود و بعد می بیند برای همان یک قدم، باید هزینه سنگینی بدهد؛ از آرامش و امنیتش گرفته تا چیزهایی که فکرش را هم نمی کرد.
در کتاب «تناردیه را من کشتم» اثر عترت اسماعیلی، زن های داستان هر کدام در یک برهه از زندگی شان یا دلشان می خواهد یا مجبور می شوند از محدوده امنشان بیرون بیایند و وارد دنیایی شوند که قوانین خودش را دارد. بعضی روایت ها کاملا واقعی و زمینی اند و بعضی ها بیشتر رنگ و بوی رویا و خیال دارند؛ جایی که زن ها فقط در ذهنشان می توانند همان کسی شوند که دوست دارند. همین تنوع فضا و حال و هوا باعث می شود با چند تجربه متفاوت روبه رو شوی و ببینی هر عبور، بهای مخصوص خودش را دارد.
| تعداد برگ |
111 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6226662444 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات