داستان از شبی شروع می شود که امیر مهمان خانه شرمین است؛ هر دو حسابی خورده اند و چند نخ هم گل زده اند و همه چیز بین خنده و گیجی پیش می رود. شرمین یک دفعه می گوید وقت دوئل است و امیر را به یک مبارزه عجیب می کشاند؛ دو نفر رو به روی هم، با اسلحه های پر، چشم در چشم و فاصله کم. چند ثانیه بعد همه چیز زیر و رو می شود و امیر که با رویای نویسنده شدن از مشهد به تهران آمده، مجبور می شود فرار کند و وارد ماجرایی شود که راه برگشتش آسان نیست.
امیر در 48 ساعت پراضطراب، توی تهران سرگردان می شود و مرز بین واقعیت و خیال برایش قاطی می شود؛ چون یکی از بلاهای مصرف مواد، توهم است و این کتاب دقیقا همین فاجعه را زیر ذره بین می برد. روایت، طنز ریز و تلخی دارد و چون نویسنده روانشناس است، شخصیت ها و واکنش هایشان طبیعی و باورپذیر از آب درآمده. «مغز حرام» هم قصه دارد، هم نگاه روانشناسانه؛ نتیجه اش یک رمان شهری پرکشش است که هم سرگرم می کند و هم آدم را به فکر می اندازد.
| تعداد برگ |
127 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1400 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6005639544 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده |

نظرات