«دشنه ی آدمکش» (بخش دوم از جلد 3.5 مجموعه سریر شیشه ای) داستان سلنا ساردوتین را ادامه می دهد؛ همان آدمکش افسانه ای که همه از اسمش می ترسند. بعد از سه ماه تبعید در صحرای سرخ، با تایید استاد بزرگ آدمکشان خاموش دوباره به ریفت هولد برمی گردد و مجبور می شود برگردد زیر سایه آروبین هامل؛ کسی که هم رئیسش است و هم بدترین کابوسش. سلنا از درون دنبال راهی برای رفتن و رها شدن است، اما یک عذرخواهی غیر منتظره از آروبین و پیشنهادی وسوسه کننده برای کشتن بنزو دانول و پس گرفتن مدارک حساس، او را وارد بازی تازه ای می کند.
ماموریت جدید سلنا او را از جاهای دورافتاده تا مسیرهای خطرناک و بی رحم می کشاند و کم کم می فهمد این بار نمی تواند مثل قبل فقط «دستور بگیرد و اجرا کند». در این بین تنها کسی که واقعا به او نزدیک است سم است؛ همکار قاتلی که اعتمادش را دارد و حسش به او دیگر شبیه یک رفاقت ساده نیست. ولی وقتی سلنا تصمیم می گیرد برخلاف فرمان های آروبین عمل کند، هم خودش و هم سم را در معرض مجازاتی می گذارد که هیچ راه برگشتی در آن نیست؛ یا باید فرار کنند و همه چیز را به خطر بیندازند، یا اگر شکست بخورند نه فقط آزادی، که جانشان را هم از دست می دهند.
| تعداد برگ |
243 |
|---|---|
| سال انتشار شمسی |
1403 |
| سال انتشار میلادی |
2014 |
| نوع جلد |
شومیز |
| شابک |
978-6222190156 |
| قطع |
رقعی |
| نویسنده | |
| مترجم |

نظرات